<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>knowingage</title>
	<atom:link href="http://knowingage.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://knowingage.wordpress.com</link>
	<description>عصر دانستن</description>
	<lastBuildDate>Sat, 17 Jul 2010 19:34:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='knowingage.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>knowingage</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://knowingage.wordpress.com/osd.xml" title="knowingage" />
	<atom:link rel='hub' href='http://knowingage.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>حرکت اول</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/07/17/%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/07/17/%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Jul 2010 19:34:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنراني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=101</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پیش بعد از مدت ها تصمیم گرفتم یه فیلم از ویدئوکلوپ بگیرم و ببینم. بین همه ی فیلم های مسخره ای که توی آرشیو بود فیلم &#8220;حرکت اول&#8221; رو انتخاب کردم به این خاطر که مطمئن بودم بقیه برایه من جالب نیستن ولی این یکی رو اصلا نمی دونستم چیه. خلاصه فیلمو گرفتمو [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=101&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش بعد از مدت ها تصمیم گرفتم یه فیلم از ویدئوکلوپ بگیرم و ببینم. بین همه ی فیلم های مسخره ای که توی آرشیو بود فیلم &#8220;حرکت اول&#8221; رو انتخاب کردم به این خاطر که مطمئن بودم بقیه برایه من جالب نیستن ولی این یکی رو اصلا نمی دونستم چیه. خلاصه فیلمو گرفتمو اومدم خونه و نشستم به دیدن فیلم. واقعا این فیلم اونقدر برایه من ارزش داشت که به خوام یه پست مخصوصش تو وبلاگ بذارم. فیلم داستان جالبی داره و خوب ساخته شده و به خوبی از تکنیکهای سینمایی و فیلم برداری در اون استفاده شده. البته من نظرم رو به عنوان یک مخاطب عام میدم وگرنه من هیچ سواد سینمایی ندارم. <a href="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-102" title="First-Move-29-1-87-b" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b.jpg?w=300&#038;h=290" alt="" width="300" height="290" /></a></p>
<p>شاید با دیدن این فیلم بگید یه کپی از فیلم های مشابه خارجی هست ولی به هرحال اگه اینجوری هم بهش نگاه بکنیم میتونیم بگیم موفق بوده. فیلم در مورد دو دختر و دو پسره که هر کدوم به دلایلی به پول احتیاج دارن و البته هر سه تاشون خلافکارن و هر چهارتا تو یه زمینه خاص خبره هستند. یکی تک تیرانداز ماهری هست یکی دست فرمون عالی داره اون یکی گاوصندوقو تو یه چشم به هم زدن باز می کنه و نفر چهارم که پوریا پورسرخ هست یه رزمی کاره عالی. نفر پنجم هم علی صادقی هست که یه نقش متفاوت داره و استاد هک و کامپیوترو این جور چیزاست. نیاز این 4 نفر به پول باعث میشه با هم همکاری کنن و بقیه ماجرا. پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید. ارزش یک بار دیدن رو داره.</p>
<p>بازیگران اصلی: پوریاپورسرخ، الناز شاکردوست، لیلا اوتادی، تیرداد کیایی، علی صادقی و مجید مشیری</p>
<p><a href="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b12.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-103" title="First-Move-29-1-87-b12" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b12.jpg?w=317&#038;h=178" alt="" width="317" height="178" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/101/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/101/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=101&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/07/17/%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">First-Move-29-1-87-b</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/07/first-move-29-1-87-b12.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">First-Move-29-1-87-b12</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&#8220;فاطمه، فاطمه است&#8221;</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/05/16/%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/05/16/%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 May 2010 10:56:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[مناسبتي]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=97</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;فاطمه، فاطمه است&#8221; از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک زن بود آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود. [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=97&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;">&#8220;فاطمه، فاطمه است&#8221;</span></h2>
<p dir="rtl">از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک زن بود آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود. وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود. مظهر یک دختر در برابر پدرش، مظهر یک همسر در برابر شویش و مظهر یک مادر در برابر فرزندانش. مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش. وی خود یک امام است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده آل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند. او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مداومش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه پدرش، در خانه همسرش، در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگی اش، چگونه بودن را به زن پاسخ می دهد.</p>
<p dir="rtl">                                                                                                                     &#8220;دکتر علی شریعتی&#8221;</p>
<p dir="rtl">دکتر علی شریعتی گرچه انتقادها به کتابها و صحبت ها و اعتقاداتش کم نیستند اما همه می دانیم قلم روان و شیوای او گاهی صدها جمله را در چند جمله خلاصه می کند.</p>
<p dir="rtl">حضرت فاطمه (س) با وجود عمر کوتاهش توانست به عنوان الگویی تمام عیار برای زنان و دختران عالم مطرح شود.زندگی و شخصیت حضرت فاطمه را می توان در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد.در ادامه این مطلب سعی خواهم کرد دو بعد مهم از زندگی آن حضرت یعنی حجاب و عفاف در سیره فاطمه (س) و فعالیت های اجتماعی و سیاسی آن  حضرت را برایتان بازگو کنم.</p>
<ol>
<li>حجاب و عفاف در سیره فاطمه (س):</li>
</ol>
<p dir="rtl">حضرت زهرا(س) در رفتار و گفتار معلم حجاب بود. على‏علیه السلام مى‏فرماید: روزى با گروهى از اصحاب، خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم بودیم. آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ كس نتوانست پاسخ صحیحى بدهد، وقتى كه اصحاب متفرق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم را به فاطمه علیهاالسلام گفتم. فرمود: من جوابش را مى‏دانم:</p>
<p dir="rtl">«صلاح زن در آن است كه مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند»»- البته منظور دیدارهای بیجا می باشد»-</p>
<p dir="rtl">من هنگامى كه خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم رسیدم، عرض كردم:فاطمه ‏علیهاالسلام در پاسخ سؤال شما چنین فرموده است. پیامبرصلى الله علیه وآله و سلم سخنِ پخته و منطقى زهراعلیهاالسلام را پسندید و فرمود: فاطمه پاره تن من است.</p>
<p dir="rtl">البته در توضیح فرمایش حضرت زهراعلیهاالسلام مى‏توان گفت كه عدم رعایت پوشش از طرف زنان در جامعه، مى‏تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد كه سرانجام این بى‏مبالاتى، به سستى بنیان خانواده و اجتماع خواهد انجامید.</p>
<p dir="rtl">از وصیّت‏هاى فاطمه‏علیهاالسلام این بود كه: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتى بگذارید، تا حجم بدنم پیدا نشود</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">اى زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">فرمان خدا، قول نبىّ، نصّ كتاب است‏</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">از بهر زنان، افضلِ طاعات، حجاب است‏</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">ارزنده‏ ترین زینت زن، حفظ حجاب است </p>
<ol>
<li>فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آن حضرت:</li>
</ol>
<p dir="rtl">فاطمه ‏علیهاالسلام در برابر مسائل سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى، بى تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یارى مى نمود.حضرت در جنگ اُحُد شركت داشت و به امدادگرى و مداواى زخم‏هاى رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم مشغول بود. پس از رحلت رسول اكرم‏ صلى الله علیه وآله و سلم كه خلافت غصب شد و«فدك» را از او گرفتند، همراه زنان بنى هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه‏اى غرّا كه پشت پرده خواند، از بدعت‏ها، ستم‏ها، حق كشى‏ها، فراموش كردن وصیّت پیامبر و احیاى سنت‏هاى جاهلى انتقاد كرد.</p>
<p dir="rtl">گاهى شب‏ها همراه على‏علیه السلام به در خانه مهاجرین و انصار مى‏رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده مى‏كرد و آنان را به دفاع از حقّ شوهرش در مسئله خلافت و حقّ خودش فرا مى‏خواند، اگرچه جز كلامى سرد و بى مهرنمى‏شنید!</p>
<p dir="rtl">فاطمهعلیهاالسلام عنایت ویژه‏اى به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام على‏علیه السلام داشت و به عنوان یك وظیفه اجتماعى در قالب‏هاى مختلف، روى آن اهتمام و جدّیت مى‏ورزید.</p>
<p dir="rtl">در مسئله فدك آن چیزى كه جوهر اصلى كارها و پیگیرى‏هاى حضرت فاطمهعلیهاالسلام بود، همان دفاع از «حقّ ولایت حضرت امیرمؤمنان ‏علیه السلام» بود. حتى آخرین وصیّت او یعنى تشییع، به خاك سپارى و مخفى نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسى و اجتماعى حضرت زهرا علیها السلام بود.</p>
<p dir="rtl">در یک جمله فاطمه فدای امام و رهبریت شد.</p>
<p dir="rtl">کاش مجال بیشتری بود تا در مورد مصحف حضرت فاطمه (س) نیز می نوشتم. به هر حال اگر تصمیم گرفتید پیرامون زندگی حضرت زهرا (س) در این ایام مطالعه ای داشته باشد خطبه فدکیه و مصحف حضرت فاطمه (س) موضوعات جالبی هستند</p>
<p dir="rtl">و در آخر باید گفت اینکه می گوییم فاطمه (ع) الگوی همگان است، بدان معنا نیست که باید فاطمه (ع) شد، بلکه مقصود فاطمه وار بودن و فاطمه گونه زیستن است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/97/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/97/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=97&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/05/16/%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گام‌هاي موفقيت در قرآن كريم (محمد علی انصاری) &#8211; جلسه سوم</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/04/11/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-3/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/04/11/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-3/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 11:26:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنراني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=91</guid>
		<description><![CDATA[  «بسم رب المهدی» جلسه سوم شکر از دیدگاه قرآن ذکر + فکر  ← شکر بسیاری از اخلاقیات هدف نیستند بلکه وسیله هستند برای رسیدن به گام بعدی. ذکر و فکر که گفته شد از همین قسم هستند. به خودی خود مقصد نیستند. مثلا توبه هدف نیست. بلکه تولد دوباره است و مقدمه ایست و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=91&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"> </p>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;">«</span><span style="color:#00ff00;">بسم رب المهدی</span><span style="color:#ff0000;">»</span></h2>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">جلسه سوم</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">شکر از دیدگاه قرآن</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">ذکر + فکر  ← شکر</p>
<p dir="rtl">بسیاری از اخلاقیات هدف نیستند بلکه وسیله هستند برای رسیدن به گام بعدی. ذکر و فکر که گفته شد از همین قسم هستند. به خودی خود مقصد نیستند.</p>
<p dir="rtl">مثلا توبه هدف نیست. بلکه تولد دوباره است و مقدمه ایست و شروعیست برای گامهای بعدی. توبه موضوعیت ندارد. طریقیت دارد. چنین حالتی را ما در ذکر داریم یعنی ذکر مقدمه ایست برای رسیدن به مرحله شکر. شکر پایان مراحل کمالی است یعنی مقصود است به بیانی هدف است نه وسیله ای برای رسیدن به هدف.</p>
<p dir="rtl">ابن منظور مصری ( لغوی معروف و صاحب مجموعه ای 15 جلدی به نام لسان العرب ) می گوید:</p>
<p dir="rtl">احسان و نیکویی را شناختن و آن را منتشر کردن نام این در لغت شکر است.</p>
<p dir="rtl">راغب اصفهانی دانشمند بزرگ لغوی قرن پنجم که از لغت نویسان عرب هم فراتر می گوید، درباره شکر اینچنین می گوید: شکر تصور نعمت است و اظهار آن و می گوید شاید شکر مغلوب کَشَرَ باشد که یعنی کشف کردن و پرده برداشتن، و ضد شکر کفر است و آن فراموشی نعمت است و پوشاندن آن.</p>
<p dir="rtl">دابة الشکور را زمانی عرب به کار می برد که حیوانی خوب پروار شده یعنی زحمات صاحبش را شکر گفته.</p>
<p dir="rtl">خواجه نصیر الدین طوسی می گوید: شکر با فضیلت ترین عمل و شریف ترین اعمال است یعنی این بزرگمرد شکر را مقام نهایی می داند نه مقام ابتدایی.</p>
<p dir="rtl">شکر از دید عارفان</p>
<p dir="rtl">ابوسعید خراز در مصباح الهدایه صفحه 484 اینچنین می گوید: شکر اعتراف به وجود مُنعم است و اقرار به ربوبیت حق.</p>
<p dir="rtl">شبلی را پرسیدند شکر چیست؟ گفت آنست که در نعمت منعم را ببینی.</p>
<p dir="rtl">در شرح ملازم است که : شکر اسمی است برای معرفت نعمت چون از معرفت نعمت کار آدمی به معرفت منعم و نعمت بخش خواهد رسید.</p>
<p dir="rtl">شکر از مقامات عظیم اهل معناست.</p>
<p dir="rtl">اعتقاد ما این است که قرآن تحریف ندارد. هیچ تردیدی هم در این جهت نداریم.</p>
<p dir="rtl">*انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون*</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#ff0000;">براي ديدن ادامه مطلب روي &#8220;بيشتر بخوانيد&#8221; كليك كنيد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#ff0000;">براي دريافت فايل مطلب <a title="شكر" href="http://www.4shared.com/file/TzOUKUrL/___online.html" target="_blank">اينجا</a> كليك كنيد.</span></p>
<pre><span id="more-91"></span></pre>
<p dir="rtl">جمیع بزرگان سنی و شیعی به این اعتقاد هستند و گروه اندکی اگر سخنی هم گفتند بعدا به اشتباهشان معترف شدند.</p>
<p dir="rtl">در قرآن ما تحریف لفظی نداریم ولی تحریف معنوی داریم مثلا برخی از معانی قرآن را مخاطبان گرفته اند و در مقاصد دیگری نه آنکه خدا خواسته است به کار برده اند. تحریف از ماده حرف می آید و حرف یعنی کنار. تحریف یعنی به کنار بردن از مسیر حقیقی. اصطلاح نظامی ای در قرآن داریم.فرار از جنگ در اسلام جرم است انسان مسلمان نمی تواند جبهه اسلام را خالی کند اگر وظیفه او اوست باید بایستد و مقابله کند. اما در یک جا می تواند عقب نشینی کند و ان وقتی است که می خواهد جابجایی تاکتیکی بکند. مُتِحَرِّفا لِقِتال (سوره مبارکه انفال آیه 16). یعنی کنار می آید تا بتواند دوباره پیشروی کند و تغییر موضع بدهد.پس تحریف یعنی به کنار بردن. گاهی برخی از معانی قرآن را مسلمانان از مقاصدش به کنار بردند و این تحریف معنوی است. الفاظ در جای خودشان باقی هستند ولی از دل این الفاظ معانی را به کنار بردند و معنای دیگری را جایگزین آن کرده اند و این برخاسته از اندیشه کوته نظران مسلمان بوده است. سطح نازلی را از حقیقت قرآن برداشت کرده اند و از مفاهیم، حقیقت ان را فرو برده اند. اینکه بزرگی بگوید شب تا صبح بنشین و هزار مرتبه بگو یاالله، این نیست مطلب قرآن، خداوند این ذکر را نفرموده است در کلام خودش. اینکه فلان ذکر را هزار و چند بار بگویید آنچنان می شود درب آسمان ها گشوده می شود، زمین به آسمان دوخته می شود، این پیام الهی نیست، ذکر قرآن این نیست. اذکرو الله ذکرا کثیرا همان بود که اشاره کردیم، ذکر خدا در جان و وجود انچنان شود که هیچگاه از جان و روح من دور نباشد جلال و شوکت الهی و همیشه او را در هر تصمیمی ببینم و مسئولانه بگویم، اقدام کنم، بنشینم و برخیزم این می شود آن مقام ذکر به معنای حقیقی آن.</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">این که من بگویم نیست در طی لسانم سه با هو</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">      من هویم من هویم من هویم هو</p>
<p dir="rtl">این هوهو زدن کسی را به هو نمی رساند ذکر در جان است نه بر زبان و اگر بر زبان می آید نشانه ای از جان است.</p>
<p dir="rtl">در باب شکر این حقیقت هم همینطور است ما یک تعریف نازل یافته از شکر می بینیم و این همین است که در جامعه متداول است. یعنی اینکه گاه بر زبان شکر گفته می شود یا به تعابیری مثل الحمدلله یا با زبان های مختلف این شکر را بر زبان جاری می کنند اما در پشت این چیز همین شکر است. گاهی می بینیم در زبان خودمان به کسی می گوییم صدهزار مرتبه شکر. نشسته ست و می گوید صدهزار مرتبه شکر. گاهی من به مزاح گفته ام این اعداد را سفره و چرب و شیرینی ان تعیین می کند اگر سفره بسیار چرب و شیرین باشد صدهزار مرتبه شکر. اگر مقداری کوچکتر باشد هزار مرتبه شکر. اگر مقدار کمتری باشد صد مرتبه شکرو اگر همین نان و پنیر خودمان باشد می گوید شکر که از گرسنگی نمردیم. این شکری که بخواهدآن را طول و عرض سفره و تعداد و ارقام لیست غذایی این را کدگذاری کند این نیست.</p>
<p dir="rtl">شکر در قرآن حقیقت عظیمی است یعنی اگر بخواهیم دقت قرآن بکنبم می توان گفت که مفهوم شکر در قرآن مبتنی بر سه پایه است( چه در قرآن چه در کلمات پیشوایان و بزرگان دین می توان این را دید. ):</p>
<ol>
<li>باید بگویم گام اول شکر همانی است که در متون دینی از آن تعبیر به معرفة النعمة فی القلب می شود.</li>
</ol>
<p dir="rtl">امام صادق (ع) می فرماید: من انعم الله علیه بنعمة فعَرَفها فقد ادّا شکرها.</p>
<p dir="rtl">گام اول در شکر در مفهوم گسترده آن در قرآن معرفت و شناخت نعمت های الهی است ما در همین گام فروماندیم. قدم اول شناخت دقیق نعمت های الهی به شکل جهان شمول است. یعنی شاکر آنست که بداند در جهان پیرامون خداوند چه چیزی را به عنوان نعمت قرار داده است و چه چیزی نعمت است. چون نعمت در تقابل با نعمت است.</p>
<p dir="rtl">نُعمَت به معنای نرمش و سازگاری، نُعامة آن حیوان سازگار را گویند. نعمت آنچه با وجود انسان سازگار است. شما اگر نرسد این مایع گوارا و این مایعی که در عین بی رنگی رنگ خدا دارد همین آب اگر به وجود شما نرسد ما چقدر ماندگاری داریم؟ خوب ظاهرش این است که بیش از 8 روز ما تحمل بی آبی را نداریم. این اکسیژنی که در محیط است اگر بیش از سه دقیقه به ما نرسد خطر مرگ ما را تهدید می کند. نعمت هر آن چیزی است که لازمه وجود انسان و سازگار با وجود ماست. حالا چه سازگاری و لازمه ی وجود مادی ما چه بعد انسانی ما. چه بعد حیوانی ما چه بعد انسانی ما. همان که فرمود والاسبق علیکم نِعَمُهُ ظاهرة و باطنة.</p>
<p dir="rtl">خداوند این نعمت های ظاهر و باطن را به شما ارائه کرده است آدمیان.</p>
<p dir="rtl">پس ما ابتدا در مرحله اول شکر با آن خیزش ابتدایی که به سمت شکر داریم باید دنیای عظیمی از جهانم پیرامون خودمان، جان و جهان برخورد می کنیم باید بشناسیم، محک بزنیم و تشخیص بدهیم چه چیزهایی در این جهان سازگار و گوارا با جسم و جان است. این قدم اول شکر است تا زمانی که از این کوی و برزن عبور نکنیم به گام دوم رسیدن امکان ندارد.</p>
<p dir="rtl">این که امام فرمود &#8220;الشکر معرفة النعمة فی القلب&#8221; معرفت و شناخت نعمت وقتی در قلب دست می دهد یعنی در وجودش انسان به به شناخت می رسد این را می توانید شکر بنامید، گام اول شکر.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<ol>
<li>مرحله دوم شکر این است که انسان پس از شناخت نعمت ها آنچه با وجود آدمی سازگار است، نیازمندی های جسم و جان انسان را با دقت شناختن و بررسی کردند آنگاه مرحله دوم شکر آنست که آن شناختی که به دست آوردیم بر زبان جاری کنیم و به بیانی اقرار می کنیم به انتساب و وابستگی این نعمت ها به سوی حضرت باری تعالی. یعنی بعد از شناخت نعمت نوبت شناخت مُنعم می شود یعنی نعمت گذار را می شناسیم. لله ملک السماوات و الارض</li>
</ol>
<p dir="rtl">ما بر خان گسترده تو میهمانیم چند صباحی در این دنیا و آنگاه در عوالم دیگر خواهیم خورد و خواهیم نوشید تا ابدیّت با حضرت احدیّت. این سیر رو طی می کنیم و این بقا و جاودانگی را لمس می کنیم. این که انسان این نعمتهایی را که می شناسد گمان نکند که وامدار دیگریست نه انسانی نه طاغوتی نه بتی نه الهه نه مسجودی و نه معبودی. الهی ما بنا من نعمة فمنک هرچه هست از توست، من چیزی از کسی ندارم که گردنم را مقابل دیگرا فرو آورم و مطیع و تسلیم باشم من همه چیزم از توست، اقرار به این می کنم و در عین حال این مرحله دوم شکر یعنی جهان را رنگ الهی زدن.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">   عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">یعنی سبقةُ الله و من احسنُ من الله سبقة، یعنی رنگ خدا را بر تمام وجود زدن و تمام وجود را الهی دیدن و</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">تجلی گه خود کرد خدا دیده ی ما را    در این دیده درآیید و ببینید خدا را</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">این می شود معنای گام دوم شکر. یعنی نعمت ها را نسبت دادن به صاحب نعمت حقیقی بعد از شناخت نعمت.</p>
<p dir="rtl">حالا می رسیم به مرحله سوم.</p>
<ol>
<li>حال چرایی؟ چرا این نعمت داده شده است؟ کجایی؟ این نعمت در کجا باید استفاده شود؟ چگونگی؟ چگونگی استفاده از این نعمت. این می شود مرحله سوم یا همانی که می توانیم بگوییم شناخت مسیر نعمت های الهی، چرا خداوند تمام این نعمت ها را داده است.</li>
</ol>
<p dir="rtl">پس گام اول شکر شناخت شناسی و معرفت است، گام دوم انتساب این نعمت ها به حضرت د.ست و گام سوم خیلی زیبا می شود، می شود دقیقا استفاده ی بهینه از مجموعه مواهب خداوندی در جان و جهان. یعنی استانداردهای الهی را در وجود حاکم کردن یعنی به معنای واقعی کارایی، اثر بخشی و بهینه سازی. واقعیت شکر همین هاست تردید نکنید.</p>
<p dir="rtl">و می توان گفت به بیانی اجمالی و عارفانه: شکر حضور عملی و علمی خداوند و هر آنچه از آن اوست در عرصه ی زندگی ما آدمیان است.</p>
<p dir="rtl">حالا با مجموعه بحثی که خدمت عزیزان مطرح کردیم می رویم سراغ آیات طبق معمول.</p>
<p dir="rtl">سه عنوان رو مطرح می کنیم: 1.جایگاه و اهمیت شکر در قرآن    2.فواید و نتایج شکر در آیات الهی     3.انواع شکر در کلام حق.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">1)      </p>
<ol>
<li>عجیب ترین آیه در این جهت است.شکر قله عبودیت است. عبودیت یعنی بندگی که با عبادت فرق می کند و ما نهایت غایت انسان را عبودیت می دانیم یعنی همان که می گوید:</li>
</ol>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">       طائر قدسم و از دام جهان برخیزم</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> به ولای تو که گر بنده ی خویشم خوانی  </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">      از سر خواجگی کُو˚ن و مکان برخیزم</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">سوره مبارکه زمر آیه 66: و لله فاعبد ، فقط راهکار موفقیت این است که عبد باشی. عبد به هر چه اضافه می شود به زبان فارسی یعنی خودباخته در مقابل آن مضاف الیه.</p>
<p dir="rtl">عبدالدنیا ← خودباخته دنیا، عبدالبطن ← عبد شکم و یا عبد الشهوة</p>
<p dir="rtl">عبدالله به کسی می گویند آن در برابر خدا خودباخته است.</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> از وجودت گر بود مویی به جان    بی وفایت خوانم از سر تا به پا</p>
<p dir="rtl">پیامبر عبدالله باش &#8230; و کن من الشاکرین</p>
<p dir="rtl">یعنی عبودیت دست نمی دهد مگر در مقام شکر و آ اوج عبودیت شکر است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<ol>
<li>از همین آموزه های تربیتی و اخلاقی که گفتم اینها غایت هستند یکی مقام رضاست. رضی الله عنهم و رضوا عنه را کی می شنوید؟ وقتی پایان کار است. مقام رضا دست نمی دهد مگر از داری شکر.</li>
</ol>
<p dir="rtl">دومین نکته در اهمیت شکر این است که شکر راهکار رضای حق است.</p>
<p dir="rtl">سوره مبارکه زمر آیه 7: ان تکفروا فان الله غنی عنکم  اگر کفر بورزید خداوند حاجتی به بندگی شما ندارد. و لا یرضی لعباده الکفر اما خداوند روی بندگانش خیلی سرمایه گذاری کرده رضا نمی دهد که بدگانش به سمت کفر بروند. راضی نیشت از کفر شما.</p>
<p dir="rtl">و ان تشکروا یرضاه لکم اما اگر بیایید در وادی شکر، تحصیل رضا می کنید این رضای خداست وصول به رضای الهی از مجرای شکر است .</p>
<p dir="rtl">«شاکران مرضی حق اند»</p>
<ol>
<li>شکر فراتر از ذکر: ذکر با همه آنچه از آن گفتیم آنچه از دلش بیزون می آید شکر است. سوره مبارکه بقره آیه 152 را خواندیم فاذکروا اذکرکم و شکروا لی اشکرکم &#8230;</li>
</ol>
<p dir="rtl">شکر فقط از آنِ من. و این هم خداوند به ناز می گوید که دیگر به وادی کفر پا نگذارید و بی قراری نکنید.</p>
<ol>
<li>شکر ثمره حکمت است.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه لقمان آیه 12: و لقد آتینا لقمان الحکمة ان الشکر لله  ما به لقمان حکمت الهی دادیم. این هم از همان کلماتی است که تحریف شده الان که می گویید حکمت یاد حکیم صدرالمتالهین می افتید یا یاد حکمت مقالیه می افتید یاد حاجی ملاهادی سبزواری می افتید حکمت قرآن این نیست. حکمت قرآن حکمت عملی و راهکارهای عینی زندگی است نه مطالب معقول آنچنانی. حکمت همان است که &#8220;من یوتی الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا&#8221; اگر به کسی حکمت داده شود خدا همه خیر دنیا را به او داده است. حالا از دل حکمت چه می جوشد؟ ما به لقمان حکمت دادیم و ماهیت این حکمت آن بود که &#8220;جناب لقمان شکر خداوند کن&#8221; یعنی شکر ثمره ی حکمت است.</p>
<ol>
<li>شکر عامل رهایی از شیطان است. سوره مبارکه اعراف آیه 17: ثم لآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمالهم پروردگارا من میام سراغ فرزندان عالم، پیش رویشان و پشت سرشان و چپشان و راستشان را محاصره می کنم و از چهار طرف در حصار قرار می دهم.</li>
</ol>
<p dir="rtl">این چهار طرف چهار جهت جغرافیایی نیست. پشت سر ما چیست؟</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">کز نیستان تا مرا ببریده اند   وز نفیرم مرد و زن نالیده اند.</p>
<p dir="rtl">قصه ی از آنِ اویی ماست. شیطان می اید رشته اتصال ما با مبدا را سعی می کند قطع کند. بی هویت شویم. کِیَم من چیستم من آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان. ایحسب الانسان ان یترک سدا؟</p>
<p dir="rtl">پیش رو چیست؟ معاد را تخریب می کند، جهان آینده را از ما می گیرد، می شود پوچی.</p>
<p dir="rtl">ازچپ می اید. اصحاب شمال نماد زشتی هاست در قرآن. یعنی از طریق زشتی ها و فحشا می آید.</p>
<p dir="rtl">از راست می آید. از خوبی ها می اید، وسواسهای دینی، حساسیت های دینی، دین علیه دین، مذهب علیه مذهب، از طرق تحدث، تحجر، پیشانی پینه بسته و شمشیر به خون علی ابن ابیطالب آلوده، در نماز شب ناله کردن و قتل علی را از خدا خواستن.از راست می آید و ابن ملجم می سازد.</p>
<p dir="rtl">حالا ببینید این مقدمه ای برای این است و لا تجدوا اکثرهم شاکرین.</p>
<p dir="rtl">این چهار جهت را محاصره می کنم تا شکر  رو از اینها بگیرم که اگر این کار را بکنم دیگر این ها اسیر من هستند نه بنده ی تو. پس شکر عامل برون رفت از چنگال شیطان است. پادزهر دام های شیطانی است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">2)      </p>
<ol>
<li>شکر هادی انسان است. پا در میان هدایت گذاشتن اولین فایده شکر.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه انسان آیه 3: انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا.</p>
<p dir="rtl">شاکر کسی است که پا در میان راه هدایت نهاده. مدخل هدایت از کوچه باغ و شاهراه شکر است.</p>
<ol>
<li>امنیت و مصونیت از عذاب الهی است.</li>
</ol>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">باغ فردوس عزیز است ولیکن زینهار        تو غنیمت شمر این سایه ی بید و لب جوی</p>
<p dir="rtl">خداوند نمادهایی مثل باغ ها و سروی و قدی و سرو  و کمانی و کمندی را در دنیا قرار داده و به وسیله آنها بهشت را تشبیه می کند ولی جهنم نمادی ندارد فقط نار. چون دیگه از آتش ویرانگرتر نمی شناسیم.</p>
<p dir="rtl">سوره مبارکه نساء آیه 147: ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم.</p>
<ol>
<li>خیلی مهم و خیلی سخت. موفقیت در بلا و ابتلا.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه نمل آیه 40: قال الذی عنده علم من الکتاب، مناقصه را حضرت سلیمان آغاز می کند و اینکه چه کسی تخت را می آورد جن برخاست گفت تا زمانی که جلسه به پایان می رسد قبل از برخاستن تو از جایت من می آورم. گفتند زیاد است تا بالاخره آخرین پیشنهاد داده شد از طف کسی که نزدش علمی از کتاب الهی بود. این علم چیست؟ این کتاب کدام است؟ الله الله    واقعا اینجا قصه ها دارد و حکایت ها که خارج از مقوله کار ماست آن کسی که گوشه ای از علم الهی داشت گفت قبل از اینکه چشم بر هم بزنی این تخت را از آن فاصله برای تو خواهم آورد.&#8221;انا آتیک به من قبل ان یرتد الیک طرفک فلما رءاه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربی&#8221; به خود مغرور نشد گفت این از فضل پروردگار من است.</p>
<p dir="rtl">بزرگان وقتی خدا به آن ها فضلی و علمی می دهد تازه بر دوششان سنگینی می کند. تازه می فهمند چه خبر است؟ گفت این از فضل پروردگار من است. &#8220;لیبلونی&#8221; خدا این رو داده تا مرا ابلاء کند ابتلاء و ابلاء یعنی عیار سنجی و محک زدن.</p>
<p dir="rtl">خدا این موقعیت را به من داده است تا من داشته های درونی خود را رو کنم. شخصیت واقعی خودم را عرضه کنم.</p>
<p dir="rtl">با وجدانها و قدانهاست که شخصیت ما آشکار می شود. آن که گوشه ای می نشیند و دست به سیاه و سفید نمی زند و کنجی می نشیند که کاری نکرده است اگر در این زیر و بم ها بود، &#8220;فی تقلب الاحوال یُعرف جواهر الرجال&#8221; در این زیر و بم هاست که شخصیت رو می شود. این طرف میز با اونطرف میز خیلی فرق می کند شخصیت بنده. یک پله بالاتر رفتن یا یه پله پایین تر آمدن خیلی از انسانها را زیر و رو کرده است در این دنیا.</p>
<p dir="rtl">خداوند داده است تا مرا ابلاء کند.&#8221;اَشکُر ام اَکفُر&#8221;  اگر به شکر برسم برون رفت مثبتی نسبت به این ابتلا دارم اما اگر به جای شکر کفر ورزیدم کار من تمام است. &#8220;و من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم&#8221;.</p>
<ol>
<li>فزونی و پایداری نعمت.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه ابراهیم آیه 7: و اذ تاذّن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.</p>
<p dir="rtl">یک توضیح مهم: این آیه مفهوم عجیبی به ما می رساند. هر نعمت و موقعیت که خدا به ما داده است اگر این نعمت را آنگونه که باید و شاید استفاده کنیم بدانید این نعمت روزافزون است یعنی لایه های بعدی آن نیز برای ما باز می شود. در این عر و زمانه بشریت از علمش درست استفاده نکرده اگر استفاده کند خدا اسرار هستی را به انسان نشان می دهد.این که می گویند در عصر آن حجت پنهان الهی علم چند برابر می شود دست بر عقول انسان ها می گذارد اندیشه ها بارور می شود، یعنی چه؟ مردم وقتی درست دانستند استفاده ی از دانش تجربی را حتی بعد دانش تجربی حقیقتش را رو می کند چه برسد به علوم معنوی.</p>
<p dir="rtl">یه نمونه کوچک: این چشم و این گوش. اگر درست از چشم استفاده کنیم چشم سالمی خواهیم داشت، گوش قوی خواهیم داشت. بهداشت گوش و چشم نتیجه اش این می شود که تا آخر با ما می مانند. اگر ما این دو تا را آنگونه که خداوند از ما می خواهد استفاده کنیم یعنی &#8220;قضوا ابصارهم امّا حرّم الله علیهم و وقفوا اسماعهم عند العلم النافع لهم&#8221; اگر به فتوای آن رادمرد تاریخ، پور ابوطالب عمل کنیم در سیمای پارسایان و خطبه ی متقین، که این ها چشمشون را نمی دوزند به آنچه خداوند گفته است ندوزید و گوششان را نمی سپارند به یاوه گویان. به چیزهایی گوش می کنند که نافع معادشون باشد. اگر انسان گوش و چشم را بسپارد به انچه خداوند می خواهد ببیند و بشنود، بعد می دانید چه می شود؟ &#8220;و لئن شکرتم لازیدنکم&#8221; می شود.</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">مردان خدا پرده ی پندار دریدند           یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند</p>
<p dir="rtl">حد بینایی چشم بالاتر می رود. می شود چشم برزخی. می شود آنی که گفت یا رسول الله اگر رخصت دهی می گویم کدام یک از یاران اطراف تو بهشتی هستند یا جهنمی. فرمود زید بس است.دیگر ان چشم را به کار نینداز راز حق مگو. &#8220;من عرّف الله کلّ لسانه&#8221;. می شود &#8220;کنت سمعه الذی یسمعُهُ به و بصره الذی یبصر به&#8221; منِ خدا چشم و گوش بنده ام می شوم. بعد بنده ی من با چشم من می بیند و با گوش من می شنود.</p>
<p dir="rtl">از این بالاتر هم هست:</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند              هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند</p>
<p dir="rtl">می شود &#8220;لو کشف الغطاء مزدة یقینا&#8221; اگر تمام پرده ها را بردارند به یقین منِ پسر ابوطالب چیزی افزوده نمی شود.</p>
<p dir="rtl">همه جا همین است.</p>
<ol>
<li>بهره برداری معقول و مشروع از نعمت های الهی است.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه نهر آیه 114: فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا و شکروا نعمة الله.</p>
<p dir="rtl">منظور از حلال بودن، مشروع بودن است و منظور از طیب بودن، مقبول و معقول بودن است.</p>
<p dir="rtl">شکر استفاده ی مشروع و مقبول و معقول از نعمت های الهی است.</p>
<ol>
<li>تحصیل شناخت.</li>
</ol>
<p dir="rtl">سوره مبارکه مومنون آیه 78: و هو الذی انشاء لکم السمع و الابصار و الافئدة قلیلا ما تشکرون.</p>
<p dir="rtl">بیشترین سهم ادراکات حسی ما از بینایی و شنوایی است. از پنج حس این اطلاعات رو می گیریم می دهیم به افئدة جع فواد یعنی اجاق یعنی کانون آتش که طبخ می کند یعنی cpu که داده ها را پردازش می کند. قوه عاقله این ها را طبقه بندی می کند. انسان ها از این راهکار کم استفاده می کنند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">3)     انواع شکر در قرآن کریم</p>
<p dir="rtl">تقسیم اول در انواع شکر:</p>
<p dir="rtl"> </p>
<ol>
<li>در قرآن ما شکر را که نگاه می کنیم گاه شکر در قبال نعمت است مثل همین آیات &#8220;وشکروا نعمة الله&#8221;</li>
<li>گاه شکر در قبال نعمت نیست در قبال محنت است. گفت هنگامی که خدا به شما نعمت می دهد چه می کنید؟ گفت هنگامی که می دهد شکر می کنیم و هنگامی که نمی دهد صبر می کنیم. گفت ما چنین نمی کنیم. هنگامی که خداوند نعمت نمی دهد شکر می کنیم و هنگامی که نعمت می دهد ایثار می کنیم. گفت ما چنین نمی فهمیم. گاه شکر در قبال نعمت است، گاه شکر محنت است.شکرِ بلاست یعنی</li>
</ol>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">       عقاب یار پری چهر عاشقانه بکش</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">       که یک کرشمه تلافی صد بلا بکند</p>
<p dir="rtl">قصه آن است که</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">   دلا بسوز که سوز تو کارها بکند</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">                        نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">                                     ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند                                   </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">                      هر آنکه خدمت جان جهان نما بکند</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">       طبیب عشق مسیح آدم است و مشفق لیک</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">                         چو درد در تو نبیند چه را دوا بکند</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">این می شود آن مقام زیبای دوم شکر.</p>
<ol>
<li>گاه شکر نه شکر نعمت است نه شکر محنت، بلکه شکر مُنعم است، یعنی شکر خود ذات باری تعالی است. شکر نعمت شکر عام است. شکر محنت شکر خاص است. اما شکر منعم شکر معرفت است. این می دانید چقدر لذیذ است. این همان است که اهل دل می گویند &#8220;شکر لذاته بذاته&#8221;</li>
</ol>
<p dir="rtl">این همان است که</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">من خسی بودم و مهر تو مرا بالا برد</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">   ذره ای بودم و عشقت سوی دریاها برد</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">این همان است که خدایا به یا الله حاضرم تمام وجودم را به شکرانه این کلام بدهم و به تو ببخشم. این چیز دیگریست، قصه ی اهل دل و اهل عشق است. این هم مقام سوم شکر.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">             تقسیم دوم در انواع شکر:</p>
<ol>
<li>گاه ما شکر مخلوق را نسبت به خالق داریم همین هایی که تا الان گفتیم. اما قسم دوم شکر مخلوق به مخلوق است. یعنی شکر یه وقت شکر مخلوق است، یعنی چی شکر مخلوق؟ یعنی شناخت، اعتبار یافتن، پذیرفتن، تقدیر و ستایش از زحمات، خدمات و توانمندی های بندگان خدا که موهبت خداوند برایشان است و این خیلی بحث عجیبی است. این جمله ایست که همتون حفظید &#8220;من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق&#8221;. این حدیث معتبر است.کسی که شکر مخلوق نکند شکر خالق نکرده است و این قصه چقدر عجیب است.</li>
</ol>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">      یا وفا خود نبود در عالم                 یا به ما کس در این زمانه نکرد</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">      کس نیاموخت علم تیر از من          که مرا عاقبت اشاره نکرد</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">این همون غمی است که خیلی ها دارند. متاسفانه شکر مخلوق گاه در میان ما کم می شود و این موجب بروز نکردن و شکوفا نشدن استعدادها می شود. اگر ما شاکر باشیم، من معلم برای دانشجوی خودم، دانشجو برای منِ معلم. پدر برای فرزندان، فرزندان نسبت به والد، زن و شوهر، حکومت و رعیت. اگر این شکر اجتماعی و مردمی حاکم باشد نتیجه اش می شود شکوفایی استعدادها و بروز خلاقیت ها در جامعه. اگر ما بتوانیم واقعا تقدیر کنیم از توانمندی ها در هر زمینه اگر بتوانیم این حمد و ثنا و این شکر را در مورد انسان ها به جا بیاوریم بعد بدونید واقعا یه ارتباطات خوش جمعی را ما باید شاهدش باشیم. نمونه این شکر را چون از باب شکر باید گفت عرض می کنم خدمتتون، یه نمونه فقط، آن هم سوره مبارکه لقمان آیه 14 که حفظید دیگه، و وصینا الانسان بوالدیه&#8230;</p>
<p dir="rtl">سه جا در قرآن بعد از ذکر والدین تصریحا نام مادر برون کشیده می شود و برتر آورده می شود از پدر، جایی نداریم که نام و حق پدر اولویت بر حق مادر داشته باشد در قرآن، اما سه جا داریم که حق مادر اولویت بر پدر دارد. این یکی از اون موارد است. بار می کشد این مادر این فرزند را اون هم باری که هی سخت تر می شود. دویست و هفتاد، دویست و هشتاد روز می خواهد با خودش با خون خودش تغذیه کند، اکسیژن بده، غذا بده و این رو کاری بکند که این ده میلیون میلیارد سلول در بدن این جنین در بدو تولد آماده فعالیت و کار باشد. الله اکبر، از توانی که این مادر دارد. مگر دست بر می دارد بعد هم شیره ی جان را می کشد دو سال. اگر می خواهی شاکر من باشی باید شاکر اون ها باشی. اون تقدیر و ثنا و ستایش و قدردانی از جایگاه والدین در رشد و تعالی شخصیت و همه چیز زندگی انسان ها. مثل این زیاد داریم که من دیگه نمونه اش رو عرض کردم خدمت عزیزان. پس این شد شکر مخلوق به مخلوق.</p>
<ol>
<li>حالا یه چیز دیگه هم داریم که انسان را اصلا شیدا می کند، متحیر می کند عزیزان. این چیست؟ اولی شکر مخلوق نسبت به خالق، دومی مخلوق به مخلوق و سومی شکر خالق نسبت به مخلوق.</li>
</ol>
<p dir="rtl">عجیب صحنه ای را به شهود می نشینیم.&#8221;ان الله شاکر علیم&#8221;. خدا شاکر شماست. و کان سعیکم مشکورا. خداوند تقدیر می کند از سعی. این چه شکریست؟ این چه تقدیریست؟</p>
<p dir="rtl">حالا اهل تفسیر می گویند شکر خدا از خلق آن است که به شکر خلق می افزاید. اما شاید معنا چیز دیگه ای باشد که ما هنوز این رو لطیف تر باید تامل کنیم. این چه شکریست که</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">        کرم بین و لطف خداوندگار          گنه بنده کرده است و او شرمسار</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">و این عنایت خداوند با انسان چه می کند و چه باب معرفتی می گشاید.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">و خلاصه ملاحظه کردید شکر مثبت ترین نوع ارتباط با پدیده های آفرینش و خلقت است. شکر غایت حرکت است. شکر راهکار استفاده بهینه از جان و جهان است. شکر خوشترین ارتباط با آدمیان است و قصه ی شکر بسیار طویل تر و درازتر از آن است که در این مقال کوته بگنجد و ملاحظه فرمودید شکر سه پایه داشت ابتدا معرفت است. آنگاه اقرار وابستگی جهان به حضرت او و در پایان بهره مندی درست از مواهب الهی.</p>
<p dir="rtl">من سخن را با یک حکایت به پایان می برم و شما را به حق می سپارم:</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#00ccff;">چه خوش گفت سگ، زمستان جمع گردد استخوانش، زخم سرما خورد گرداند چنانش. کو بگوید کین قدر تن که منم خانه ای از سنگ باید کندنم.</span> خیلی زیبا گفته است جلال الدین روم. زمستان که می شد این حیوان استخوان هاش منقبض می شوند و جمع می شوند و سرما وجودش را خرد می کند و بعد میگه تابستان که شد من یه خانه ای میسازم از سنگ که درون اون برم، حفظ بشود بدنم و فرصتی کنم برای زمستان های بعد هم یه خانه ی خوبی فراهم کنم.</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#00ccff;">چون که تابستان بیاید من به چنگ، بهر سرما خانه اي سازم به سنگ.</span> خودم می سازم و با دست خودم.</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#00ccff;">چون که تابستان بیاید از گشاد، استخوان ها پهن گردد و پوست شاد.</span> تابستان و گرما و استخوان می ترکاند و پوست شاداب می شود و گرما و اون زیبایی خوب بهار و تابستان، <span style="color:#00ccff;">گوید او چون زفت بیند خویش را در کدامین خانه گنجم ای کیا.</span> من هر خانه ای بسازم با این حال من چه نیازی به این خانه. نیاز ندارم به این خانه.<span style="color:#00ccff;"> زفت گردد پا کشد در سایه ای، کاهلی، سیری، خودرایه ای.</span> دیگه می کشد کنار سایه درختی و کاهلی می کند و سستی می کند و تمام، تابستان می گذرد. <span style="color:#00ccff;">گویدش دل خانه ای ساز ای عمو گوید او در خانه کی گنجم بگو. استخوان حرص تو در وقت درد، در هم آید، خرد گردد در نبرد.</span></p>
<p dir="rtl">روز دشواری ها این استخوان های ما هم خرد می شود، جمع می شود. <span style="color:#00ccff;">چون بشُد درد و شُدت آن حرص زفت، همچو سگ سودای خانه از تو رفت. شکر نعمت خوشتر از نعمت بُود.</span>ای کاش این نعمت تابستان شکرش بیاید نه خودش بیاید. <span style="color:#00ccff;">شکر باره کی سوی نعمت رود.</span> انسانی که فهم و لذت شکر را چشیده است به نعمت نمی نگرد به ولی نعمت و جمال او می نگرد و چنان مست ساقی که مِی ریخته.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">شکر جانِ نعمت و نعمت چو پوست     حقیقت همان شکر است نعمت بهانه است</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">نغمه کجا و من کجا، سوز سخن بهانه است      زانکه شکر آرد تو را تا کوی دوست</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">نعمت آرد غفلت و شکر انتباح(بیدار شدن)            صید نعمت کن به دام شکر شاه</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">نعمت شکرت کند پر چشم و میر                        تا کنی صد نعمت ایثار فقیر</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">اگر به مفهوم شکر برسی چشمت پر می شود یعنی چشم سیر می شود و میر و بزرگ می شوی.</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">                                                                                   «والسلام علیکم»</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/91/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/91/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=91&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/04/11/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>وداع گابریل گارسیا مارکز، نویسنده سرشناس آمریکای لاتین</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/10/77/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/10/77/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 16:58:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=77</guid>
		<description><![CDATA[  بسم رب المهدی   مطلب زیر رو از مجله موفقیت براتون گذاشتم و پیشنهاد می کنم  حتما بخونيدش چون فوق العاده زيباست و حتما خوشتون ميياد.نظر يادتون نره ها!!!   گابریل گارسیا مارکز، نویسنده سرشناس آمریکای لاتین، به دلیل ابتلا به بیماری سرطان خون از حضور در عرصه اجتماع کناره گرفته است. او نامه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=77&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"> </span></h2>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">بسم رب المهدی</span></h2>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"> </span></h2>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">مطلب زیر رو از مجله موفقیت براتون گذاشتم و پیشنهاد می کنم  حتما بخونيدش چون فوق العاده زيباست و حتما خوشتون ميياد.<span style="color:#ff0000;">نظر يادتون نره ها!!!</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">گابریل گارسیا مارکز، نویسنده سرشناس آمریکای لاتین، به دلیل ابتلا به بیماری سرطان خون از حضور در عرصه اجتماع کناره گرفته است. او نامه ای به تمام دوستانش نوشته و ضمن آن ابراز خوشوقتی کرده است که فناوری نوین روز می تواند پیغام وی را خطاب به آنها به گوش تمام جهانیان برساند.</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">
<div style="text-align:center;" dir="rtl"><span style="color:#008000;">
<a href='http://knowingage.wordpress.com/2010/02/10/77/gabriel-garcia-marquez/' title='gabriel-garcia-marquez'><img data-attachment-id='83' data-orig-size='500,350' data-liked='0'width="150" height="105" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/02/gabriel-garcia-marquez.jpg?w=150&#038;h=105" class="attachment-thumbnail" alt="gabriel-garcia-marquez" title="gabriel-garcia-marquez" /></a>
</p>
<p></span> «اگر خداون فرصت دیگری برای زیستن به من ببخشد، از آن فرصت به بهترین شکل ممکن سود می جویم.</p>
<p dir="rtl">شاید هر چیزی را که به ذهنم بیاید بر زبان جاری نمی سازم، بلکه بی شک درباره هر آنچه که می خواهم بگویم  می اندیشم.</p>
<p dir="rtl">برای همه چیز ارزش قائل خواهم شد، نه به خاطر بهایی که دارند بلکه به خاطر آن چیزهایی که نمادشان هستند.</p>
<p dir="rtl">کمتر می خوابم و بیشتر در بحر خیال فرو خواهم رفت. چه به ازای هر دقیقه ای که چشمانمان را می بندیم، 60 ثانیه نور و روشنایی را از دست میدهیم.</p>
<p dir="rtl">از همان نقطه ای راهم را ادامه خواهم داد که دیگران در آن نقطه از ادامه راه باز مانده اند و زمانی از خواب برخواهم خواست که دیگران را خفته می یابم.</p>
<p dir="rtl">اگر خداوند فرصتی دیگر برای زیستن به من ببخشد، ساده تر لباس خواهم پوشید ، و نه تنها کالبدم را که روح و روانم را در معرض روشنای آفتاب عالمتاب قرار خواهم داد.</p>
<p dir="rtl">به انسان ها ثابت خواهم کرد وقتی فکر می کنند که با قدم گذاشتن به سالمندی دیگر عاشق نمی شوند سخت در اشتباهند، زیرا در واقع زمانی پا به سالمندی می گذارند که دست از عشق و عاشقی برمی دارند.</p>
<p dir="rtl">به کودکان دو بال خواهم بخشید، اما آنها را به حال خویش رها می کنم تا تنها پرواز کردن را بیاموزند.</p>
<p dir="rtl">به سالمندان نشان خواهم داد که مرگ رفته رفته می آید نه آن زمانی که گرد پیری به سر رویشان می نشیند، بلکه آن زمان که رفته رفته به فراموشی سپرده می شوند.</p>
<p dir="rtl">آموخته ام؛آموخته ام که هر کسی می خواهد به اوج برسد و در اوج زندگی کند، اما مهم اینجاست که خیلی ها راه های رسیدن به اوج را فراموش می کنند.</p>
<p dir="rtl">هنگامی که کودک تازه متولد شده انگشت شصت پدرش را سخت در دستش می گیرد، برای همیشه به او تکیه می کند. (آموخته ام)که آدمی حق دارد به طرف مقابلش از بالا نگاه کند، آن هم تنها زمانی که قصد دارد او را از زمین بلند کند.</p>
<p dir="rtl">از شما دوستان خوبم آموخته ام. همیشه از احساسات خود با دیگران سخن بگویید، و همان کاری را انجام بدهید که  به آن می اندیشید.</p>
<p dir="rtl">اگر بدانم امروز آخرین روزی است که شما را خواهم دید، سخت در آغوشتان می گیرم تا محافظ روح و روانتان گردم.</p>
<p dir="rtl">اگر بدانم این دقایق، آخرین دقایقی هستند که شما را خواهم دید، به شما خواهم گفت که جمله دوستت دارم را بارها و بارها به زبان بیاورید و فرض نکنید که طرف مقابل از این مهم آگاه است.</p>
<p dir="rtl">همیشه صبح از راه می رسد تا به ما فرصتی دیگر برای خوب بودن، خوب شدن و خوب انجام دادن کارهاا بدهد.</p>
<p dir="rtl">عزیزانتان را همواره گرد خود جمع کنید، و به انها بگویید تا به چه پایه نیازمندشان هستید و برایشان ارزش قائلید. همواره از فرصت استفاده کنید تا این جملات را به آنها بگویید: متاسفم، من را ببخش، متشکرم، خواهش می کنم، و تمام کلمات زیبا و دوست داشتنی دیگری که می دانید.</p>
<p dir="rtl">اگر افکارتان را نزد خود نگاه دارید، هیچ کس شما را به یاد نخواهد آورد. خود را وادارید که به بیان افکار و اندیشه هایتان بپردازید.</p>
<p dir="rtl">به دوستان و عزیزانتان نشان بدهید که تا چه اندازه برایشان ارزش قایل هستید.</p>
<p dir="rtl">این پیغام را برای هر کسی که دوستش دارید بخوانید.</p>
<p dir="rtl">در غیر این صورت، هیچ اتفاق خاصی برایتان رخ نخواهد داد، تنها فردایتان مثل دیروز خواهد گشت.</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">تقدیم به همه با عشق و امید به اینده ای بسیار درخشان و سرشار از موفقیت.»</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> </p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/77/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/77/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=77&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/10/77/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/02/gabriel-garcia-marquez.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">gabriel-garcia-marquez</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گام‌هاي موفقيت در قرآن كريم (محمد علی انصاری)</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-2/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Feb 2010 09:14:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنراني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=73</guid>
		<description><![CDATA[بسم  الله الرحمن الرحيم    در پاييز ۸۵ استاد محمد علي انصاري سخنراني در آمفي تئاتر دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي مشهد با عنوان «گامهاي موفقيت در قرآن كريم» انجام دادند. من بسته ي اين مجموعه رو كه شامل دو حلقه DVD هست در نمايشگاه تهران خريدم. واقعا صحبت هاي ايشون عالي و پرمغز هست. تصميم گرفتم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=73&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1 style="text-align:center;"><span style="color:#333333;">بسم  الله الرحمن الرحيم</span></h1>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">در پاييز ۸۵ استاد محمد علي انصاري سخنراني در آمفي تئاتر دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي مشهد با عنوان «گامهاي موفقيت در قرآن كريم» انجام دادند.<br />
من بسته ي اين مجموعه رو كه شامل دو حلقه DVD هست در نمايشگاه تهران خريدم.<br />
واقعا صحبت هاي ايشون عالي و پرمغز هست. تصميم گرفتم اين مجموعه رو براتون  قرار بدم. كار خيلي سختي هست و وقت زيادي ازم گرفته پس  لطف كنيد دقيق بخونيد، همشو بخونيد و حتما نظر بديد (تنبلي نكنيد). اگه تونستم فايل تصويري يا صوتي جلسات رو هم اضافه مي كنم. راستی اگر اشکالی دیدید حتما بهم بگید. بعضی از مطالب استاد رو به صورت خلاصه نوشتم با کمی دقت متوجه میشید. بازم میگم دقیق بخونید و براش وقت بذارید.در اين وبلاگ يعني وبلاگ شخصي خودم فقط فايهاشو گذاشتم اما مي تونيد متنشو به صورت قسمت به قسمت  در اين وبلاگ كه وبلاگ گروهي من و چند نفر ديگه اس ببينيد. وبلاگ نيك فوريو متعلق به شخصي با نام مستعار نيك فوريو از دوستان بنده است كه من هم گاهي مطالبي رو در اون ميذارم خلاصه اينكه وبلاگ خوبيه حتما سربزنيد. راستي مطالب اين سخنراني اول در وبلاگ نيك فوريو قرار مي گيره و بعد از مدتي روي وبلاگ شخصيم.</p>
<h2 style="text-align:center;"> گام دوم : ذكر</h2>
<h3 style="text-align:center;">همين مطلب در : <a title="www.nik4u.blogfa.com" href="www.nik4u.blogfa.com" target="_blank">www.nik4u.blogfa.com</a></h3>
<p style="text-align:center;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/214204099/a84299aa/____.html" target="_blank">دانلود فايل زيپ </a></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/214204082/268b7163/____.html" target="_blank">دانلود فايل </a></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>pass : <span style="color:#ff0000;">knowingage.wordpress</span></strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/73/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/73/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=73&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/02/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گام‌هاي موفقيت در قرآن كريم (محمد علی انصاری)</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2010/01/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2010/01/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Jan 2010 17:13:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنراني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=53</guid>
		<description><![CDATA[بسم  الله الرحمن الرحيم    در پاييز ۸۵ استاد محمد علي انصاري سخنراني در آمفي تئاتر دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي مشهد با عنوان «گامهاي موفقيت در قرآن كريم» انجام دادند. من بسته ي اين مجموعه رو كه شامل دو حلقه DVD هست در نمايشگاه تهران خريدم. واقعا صحبت هاي ايشون عالي و پرمغز هست. تصميم گرفتم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=53&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1 style="text-align:center;"><span style="color:#339966;">بسم  الله الرحمن الرحيم</span></h1>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">در پاييز ۸۵ استاد محمد علي انصاري سخنراني در آمفي تئاتر دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي مشهد با عنوان «گامهاي موفقيت در قرآن كريم» انجام دادند.<br />
من بسته ي اين مجموعه رو كه شامل دو حلقه DVD هست در نمايشگاه تهران خريدم.<br />
واقعا صحبت هاي ايشون عالي و پرمغز هست. تصميم گرفتم اين مجموعه رو براتون  قرار بدم. كار خيلي سختي هست و وقت زيادي ازم گرفته پس  لطف كنيد دقيق بخونيد، همشو بخونيد و حتما نظر بديد (تنبلي نكنيد). اگه تونستم فايل تصويري يا صوتي جلسات رو هم اضافه مي كنم. راستی اگر اشکالی دیدید حتما بهم بگید. بعضی از مطالب استاد رو به صورت خلاصه نوشتم با کمی دقت متوجه میشید. بازم میگم دقیق بخونید و براش وقت بذارید.در اين وبلاگ يعني وبلاگ شخصي خودم فقط فايهاشو گذاشتم اما مي تونيد متنشو به صورت قسمت به قسمت  در اين وبلاگ كه وبلاگ گروهي من و چند نفر ديگه اس ببينيد. وبلاگ نيك فوريو متعلق به شخصي با نام مستعار نيك فوريو از دوستان بنده است كه من هم گاهي مطالبي رو در اون ميذارم خلاصه اينكه وبلاگ خوبيه حتما سربزنيد. راستي مطالب اين سخنراني اول در وبلاگ نيك فوريو قرار مي گيره و بعد از مدتي روي وبلاگ شخصيم.</p>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#008080;"> گام اول: تفکر</span></h2>
<h3 style="text-align:center;"><span style="color:#008080;">همين مطلب در : www.nik4u.blogfa.com</span></h3>
<p style="text-align:center;"><strong><span style="color:#006633;"><span style="color:#008080;">دانلود فايل</span> <span style="color:#008080;">:</span> <a href="http://knowingage.files.wordpress.com/2010/01/d8acd8a7db8cdaafd8a7d987-d8aad981daa9d8b1-d8afd8b1-d986daafd8a7d987-d8a8d8b2d8b1daafd8a7d986-d8afdb8cd986.docx">جایگاه تفکر در نگاه بزرگان دین</a></span></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><span style="color:#006633;"><a href="http://www.knowingage.wordpress.com"></a></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><strong> </strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/53/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/53/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=53&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2010/01/03/%da%af%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پروانه و پسرک</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2009/08/28/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2009/08/28/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 11:50:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=40</guid>
		<description><![CDATA[     پروانه تقلا می کرد. پروانه نه، پیله، می خواست تا پروانه بشود. واز آن دوردست ها می آمد پسری. پسرک رسید. پیله تکانی خورد، پسرک کنار پیله نشست. پیله تقلا می کرد. پسرک دلش سوخت؛ ساعت ها گذشت. پسرک نشسته بود و پیله رنج آزادی بر جان می خرید. پسرک خسته شد، پیله [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=40&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img class="size-full wp-image-41 alignright" title="PARVANE" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/08/parvane.jpg?w=500" alt="PARVANE"   /></p>
<p>   پروانه تقلا می کرد. پروانه نه، پیله، می خواست تا پروانه بشود. واز آن دوردست ها می آمد پسری. پسرک رسید. پیله تکانی خورد، پسرک کنار پیله نشست. پیله تقلا می کرد. پسرک دلش سوخت؛ ساعت ها گذشت. پسرک نشسته بود و پیله رنج آزادی بر جان می خرید. پسرک خسته شد، پیله هم. پسرک می خواست ببیند پرواز پروانه را و پیله نمی دانست در ذهن پسرک چه می گذرد. پسرک قیچی کوچکی را در آورد و سوراخی در ته پیله ایجاد کرد و می خندید برای تماشا، برای پروانه. پیله آهسته سر خورد، از پیله در آمد، و حالا پروانه شد؛ اما یارای پروازش نبود. جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بود. پسرک چشم به بال پروانه داشت و پروانه در حسرت پرواز تقلا می کرد. پسرک انتظار داشت پروانه بپرد ولی نمی دانست که پروانه باید تا آخر عمرش روی زمین بخزد. پسرک نمی دانست چرا؟ پروانه را در دست هایش گرفت؛ اما پروانه دیگر پروانه نبود. پروانه حالا چشم در چشم پسرک دوخت و گفت: کاش می دانستی تو حلقه ای از تدبیر خدا را شکستی؛ خدا تقلا را برای پیله قرار داد تا به وسیله آن مایعی از بدنش ترشح کند تا پس از خروج از پیله به او امکان پرواز بدهد. پسر برای جهالتش گریست. آنقدر گریست تا عارف شد. دیگر پسرک می دانست: که سختی هایش برای اینست که او پروانه شدن و پرواز کردن را بیاموزد.</p>
<p><span style="color:#ff00ff;"> &#8221;وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ شما را به اندکی ترس و گرسنگی و بینوایی و بیماری و نقصان در محصول می‌آزماییم و شکیبایان را بشارت ده (بقره155)</span></p>
<p><span style="color:#333333;">منبع : <a href="http://tebyan.net" target="_blank">سایت تبیان </a></span></p>
<p><span style="color:#333333;"> </span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/40/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=40&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2009/08/28/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/08/parvane.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">PARVANE</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شریعتی و هبوط</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/14/%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%a8%d9%88%d8%b7/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/14/%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%a8%d9%88%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 May 2009 18:36:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/2009/05/14/%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%a8%d9%88%d8%b7/</guid>
		<description><![CDATA[  هر چیز در جهان برای بودن آدمی است و درد این است که بودن خود برای چیست ؟ چه خنده آورند آنها که بودن خویش را در جهان ابزار چیزی کرده اند که خود ابزار بودن آن هاست ! و چه بسیارند آدمیانی که در این گردونه ی ابلهانه دور می زنند . داستان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=39&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:10pt;"><span style="font-size:10pt;"><img class="alignleft size-full wp-image-51" title="248188126242442341811401032315212720131114223" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/05/248188126242442341811401032315212720131114223.jpg?w=500" alt="248188126242442341811401032315212720131114223"   /></span></span></p>
<p><span style="font-size:10pt;"> </span></p>
<p><span style="font-size:10pt;">هر چیز در جهان برای بودن آدمی است و درد این است که بودن خود برای چیست ؟</span> <span style="font-size:10pt;">چه خنده آورند آنها که بودن خویش را در جهان ابزار چیزی کرده اند که خود ابزار بودن آن هاست ! و چه بسیارند آدمیانی که در این گردونه ی ابلهانه دور می زنند . داستان اینان ، داستان خر خراس است که از بامداد تا شامگاه در حرکت است و در پایان ، درست به همان نقطه می رسد که آغاز کرده بود ! </span><span style="font-size:10pt;">این است این غار افلاطونی که زندگی نام دارد و تنها کسانی در آن خوب و خوش زندگی آرام و سعادتمندانه ای می توانند داشت که از بیرون بی خبرند ؛ پیکی ، پیامی ، صدای آشنایی از آن سو ، آرامش تاریکشان را برنیاشفته است . در این غر گیاه و حیوان و آدمی همخانه اند . </span><span style="font-size:10pt;">پل واری می گوید : « برای نخستین بار انسان امروز است که می داند با گیاه و حیوان همخانه است و سرچشمه ی همه ی رنجهایش در همین آگاهیست . تصادفی نیست که آن « میوه ی ممنوع » را که در بهشت می خورند ( خورد ) میوه ی « درخت بینایی » گفته اند ، میوه ای که تا از حلقومش فرو می رفت باغ سرسبز و زندگی خوش و آرام و سرشار از لذتش در بهشت ، غربت خاکی پر از رنج و تنهایی در زمین گشت ! و این است معنای بی پایان آن حقیقت جاویدی که « هبوط آدمی » نام دارد و عصیان آدم و چه شباهتی است میان پرومته و شیطان ! </span> </p>
<p><span style="font-size:10pt;">هبوط ، دکتر علی شریعتی </span></p>
<p><span style="font-size:10pt;">این مطلب متعلف به وبلاگ عصر دانستن می باشد . </span></p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://www.knowingage.wordpress.com">www.knowingage.wordpress.com</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/39/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/39/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=39&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/14/%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%a8%d9%88%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/05/248188126242442341811401032315212720131114223.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">248188126242442341811401032315212720131114223</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>امنیت بی دردسر برای کامپیوترهای خانگی</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/12/%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/12/%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 May 2009 17:15:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[امنیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/?p=26</guid>
		<description><![CDATA[  از زمانی که کامپیوتر در بین مردم جا افتاد امنیت همیشه موضوعی مهم بوده و در سالهای  اخیر به اهمیتش افزوده شده . شرکت ها و برندهای زیادی هستند که اقدام به انتشار محصولات امنیتی برای مصارف و نیازهای مختلف می زنند اما معمولا یا در ایران نمایندگی ندارند یا اگر هم دارند خیلی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=26&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">از زمانی که کامپیوتر در بین مردم جا افتاد امنیت همیشه موضوعی مهم بوده و در سالهای  اخیر به اهمیتش افزوده شده . شرکت ها و برندهای زیادی هستند که اقدام به انتشار محصولات امنیتی برای مصارف و نیازهای مختلف می زنند اما معمولا یا در ایران نمایندگی ندارند یا اگر هم دارند خیلی فعال و جالب نیستند ( البته اخیرا خیلی بهتر شده و حداقل با کمی گشتن می تونید نسخه های  اورجینال رو در بازار پیدا کنید ) . نسخه های مختلف این محصولات در اینترنت با انواع و اقسام کرک ها وجود دارند که  عموما توصیه نمی شن و گاهی هم شنیده می شه که در اصل آپدیت نمی شن و توسط سرورها شناسایی می شن و فایل های آپدیت اصلی یا فرستاده نمی شن یا باز نمی شن یا &#8230; ( البته من در مورد صحت این نقل قولها تردید دارم ) .</p>
<p dir="rtl">خلاصه اینکه ما بالاخره یه روزی باید حرفه ای بشیم و برای خودمون و همینطور زحمت شرکت سازنده احترام قائل بشیم و نسخه های اورجینال رو با قیمت های نسبتا بالا خریداری کنیم .( البته برای ما که به استفاده مجانی عادت کردیم بالاست )</p>
<p dir="rtl">اما یک راه حرفه ای دیگه هم هست و اون هم دریافت محصولات امنیتی رایگان این شرکت ها که به راحتی آپدیت می شن و نیازهای یک کاربر خانگی را رفع می کنند . امروز قصد داریم بعضی از این محصولات که معروف تر هم هستند را معرفی کنم .</p>
<p><a href="http://free-av.com" target="_blank">Avira antivir personal – free antivirus</a> .1</p>
<p dir="rtl">این آنتی ویروس رایگان که محصول شرکت آلمانی  AVIRA ( Gmbh ) هست یکی از پرطرفدارترین و بهترین آنتی ویروسها در نسخه رایگان و حتی در سایر نسخه هاش هست .</p>
<p dir="rtl"> <img class="aligncenter size-medium wp-image-36" title="avira screenshot" src="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/05/capture1.jpg?w=300&#038;h=212" alt="avira screenshot" width="300" height="212" /></p>
<p><a href="http://avg.com" target="_blank">AVG free antivirs</a> .2</p>
<p dir="rtl">این محصول هم از شرکت AVG طرفداران خاص خودش رو داره و در عین رایگان بودن نسخه کاملی هست و در تست های گوناگون هم عمدتا نتیجه های قابل توجهی رو گرفته .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p><a href="http://comodo.com" target="_blank">COMODO antivirus and firewall – free</a>. 3</p>
<p dir="rtl">این محصول از شرکت COMODO  بیشتر به خاطر فایروال قدرتمندش معروف هست  اما شما باید نسخه ای که حاوی آنتی ویروس و فایروال هست رو با حجم حدود 45 مگابایت از سایتش دانلود کنید . در مورد آنتی ویروس این برند چیز زیادی نمیدونم اما حدس می زنم قدرت خوبی داشته باشه . در هنگام نصب شما می تونید انتخاب کنید که آنتی ویروس یا فایروال یا هر دو نصب شود . همینطور در انتهای نصب حتی اگر آنتی وسروس رو نصب نکرده باشید می تونید سیستم خودتون رو اسکن کنید .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بردهای دیگری مثل بیت دیفندر و حتی برندهایی که شما اسمشون رو هم نشنیدید وجود دارن که اگر تمایل داشتید می تونید با یک جستجوی ساده پیداشون کنید اما به نظر من و البته خیلی که بیتر از من در این مسائل تجربه دارند این محصولات قدرت بالاتری دارند . </p>
<p dir="rtl">انتخاب با شماست  هر کدام را می خواهید انتخاب کنید ، دانلود کنید ، آپدیت کنید و با کمال آرامش لذتشو ببرید .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">این مطلب متعلق به وبلاگ <a href="http://knowingage.wordpress.com" target="_blank">عصر دانستن</a> می باشد . لطفا فقط با ذکر منبع استفاده کنید . ممنون</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/26/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=26&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/12/%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://knowingage.files.wordpress.com/2009/05/capture1.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">avira screenshot</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نخستین سلام</title>
		<link>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/10/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/10/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 May 2009 19:55:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویندوز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://knowingage.wordpress.com/2009/05/10/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا مدت هاست که با دنیای اینترنت آشنا و تا حدودی با آن مانوس شدم . روزی که این وبلاگ را ساختم یعنی یکی از روزهای اردیبهشت ماه سال 1388 ، 19 سال داشتم و می خواستم وبلاگی باشد متفاوت با هر آنچه دیده اید . اما چرا تفاوت و متفاوت بودن ؟ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=21&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1 style="text-align:center;padding-left:30px;"><span style="font-family:Tahoma;font-size:18pt;"><span style="color:#00ccff;">به نام خدا</span></span></h1>
<p><span style="font-family:Tahoma;font-size:18pt;"><span style="color:#00ccff;"></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">مدت هاست که با دنیای اینترنت آشنا و تا حدودی با آن مانوس شدم . روزی که این وبلاگ را ساختم یعنی یکی از روزهای اردیبهشت ماه سال 1388 ، 19 سال داشتم و می خواستم وبلاگی باشد متفاوت با هر آنچه دیده اید . اما چرا تفاوت و متفاوت بودن ؟<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">به نظر من تفاوت همیشه هم خوب نیست یعنی خواه ناخواه ما انسانها نیاز به الگوها ، قواعد و قوانینی داریم که بر اساس آن ها بتوانیم زندگی کنیم ، امیدوار باشیم ، آرزو کنیم و روابطمان را پایه ریزی کنیم . اما مهم این است مبدا این قواعد و قوانین چیست و اینها از کجا می آیند یا بهتر بگویم از کجا باید بیایند ؟<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">حال برگردیم سر حرف اولم یعنی متفاوت بودن در دنیای اینترنت و اینکه آیا لزومی دارد متفاوت باشیم یا بهتر است از همان قواعد موجود پیروی کنیم ؟ به نظر من فضای اینترنت یا قواعدی ندارد یا اگر هم دارد در بخش حرفه ای آن حاکم است که البته بخش به نسبت کوچکی را تشکیل می دهد زیرا این وبلاگ ها هستند که تعداد زیادی دارند و حتی اگر اینطور نباشد حداقل روز به روز زیادتر می شوند بدون اینکه نظارتی یا قانونی بر آن ها حاکم باشد .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">در اینجا دو دیدگاه مطرح می شود یکی اینکه وجود قوانین لازم نیست و اینترنت باید فضایی باشد برای تحقق شعار آزادی بیان و &#8230;<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">و دیدگاه دیگر اینکه باید قوانین مشخص و مدونی بر اینترنت حاکم باشد تا &#8230;<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">در مورد دیدگاه اول باید بگویم به شخصه با آن مخالفم زیرا این تنها سطح موضوع است . زمانی که شما مثل الان هیچ عامل بازارنده ای نداشته باشی ( البته فیلترینگ هست که شما خودتان بهتر از من حال و روزش را می دانید ) آنگاه اینترنت به جای تبدیل شدن به محلی برای آزادی بیان مشود محلی برای آزادی عقده ها ، کینه ها ، عصبانیت ها ، نیت های شوم ، تخریب ها و توهین ها به هر نحوی و می شود محلی که به هیچ حرفی و نقلی و نظری نمی توان اعتماد کرد . به نظر من حتی آزادی بیان هم نیاز به قواعد و قوانین دارد .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">امروز اگر گوگل ، یاهو یا موتورهای جستجوی دیگر را باز کنید و کلمه های در زمی نه های مختلف را در نوار جستجو وارد کنید هزارن صفحه سایت یا وبلاگ باز می شود با دیدگاههای مختلف که بیشتر باعث سردرگمی می شود تا آگاهی !!!<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">کلمه ای سیاسی را جستجو کنید تا برایتان انواع توهین ها ، بی ادبی ها ، ناسزاها ، بی انصافی ها ، دروغ ها و کثافت کاری های سیاسی را نمایش دهد .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">کلمه ای مذهبی را جستجو کنید تا برایتان انواع سایت های ضد دینی یا دینی را نمایش دهد .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">نام هنر پیشه یا شخصیت معروفی را وارد کنید تا از تمام مسائل خصوصی او باخبر شوید یا عکسهای او در مکانها و حالت های مختلف را که معلوم نیست واقعی هستند یا ساختگی ببینید .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">کلمه های غیر اخلاقی را جستجو کنید تا با آمار بالای سایت ها و وبلاگ هایی که در این زمینه فعالند شوکه شوید .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">و &#8230;<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">این ها همه بخشی از نتایج این بی یند و باری است .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">اما در مورد دیدگاه دوم هم این موضوع مطرح می شود که اساسا مرجعی که باید این قوانین را مشخص کند باید چه و که باشد و از سویی دیگر اصلا این مرجع باید از کجا شروع کند و قوانینش باید چه گستره ای را دربر بگیرد تا مشکلی پیش نیاید ؟<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">چون شخصا دیدگاه اول را نمی پسندم و معتقدم که امتحانش را پس داده و نتوانسته موفق شود ، دیدگاه دوم را انتخاب می کنم ولی هنوز نتوانستم به سوال هایم در مورد این دیدگاه که در خط بالا گفتم پاسخ قانع کننده ای بدهم .<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">نظر شما چیه ؟ پاسخ شما چیه ؟ آیا دیدگاه دیگری در ذهنتون هست ؟ ممنون می شم اگه نظراتتون رو با من در میون بذارید؟<br />
</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:Tahoma;">امیدوارم بتونم به هدفم یعنی متفاوت بودن برسم.</span><span style="font-size:10pt;"><br />
</span></p>
<p style="text-align:center;"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/knowingage.wordpress.com/21/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/knowingage.wordpress.com/21/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=knowingage.wordpress.com&amp;blog=7647490&amp;post=21&amp;subd=knowingage&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://knowingage.wordpress.com/2009/05/10/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0dcb306ba561771916adcfc3b82e5b2f?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">دانشجو</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
